کلکسیونر

جان فاولز

مترجم: پیمان خاکسار

نشر چشمه،چاپ پنجم 1399

1000 نسخه

311 صفحه

59 هزار تومان

رمان کلکسیونر از جهت ساختار منحصر به‌فرد است، قاتلی سریالی (جلاد) و اولین قربانی‌اش روایت بخش‌های مختلف این رمان را برعهده دارند.
گفت‌وگو‌های جلاد و قربانی ما را با خاستگاه طبقاتی، ذهنیت، خانواده، دوستان، شرایط اجتماعی و علائق آن دو آشنا می‌کند. زمان نوشته‌شدنِ داستان اوج توجه مردم دنیا، به‌ویژه جوانان، به اندیشه‌های چپ و سال‌های آرمان‌گرایی است. قربانی دختر دانشجویی است که نقاشی می‌خواند و به موسیقی کلاسیک و هر هنر سطح بالایی علاقه‌مند است. می‌خواهد یکی از برترین‌های هنر باشد و در این راه به استادی معروف تمایل پیدا می‌کند و آنچه درمورد خودش می‌گوید یا اطلاعاتی که جلاد از دختر به خواننده می‌دهد، همه در یک کلام آرمان‌گرایی او را به تصویر می‌کشد.
دختر اول تصمیم می‌گیرد که با حرف‌زدنْ جلاد را به‌نوعی روانکاوی کند و از نظر فردی به زوایای روح و روان او پی ببرد و جایگاه و خاستگاه اجتماعی او را بشناسد. درواقع می‌کوشد او را با هنر آشنا کند و ازآنجاکه همۀ مشکلات او را ناشی از طبقۀ اجتماعی و مسائل نوعاً سیاسی می‌داند، سعی می‌کند جلاد را با گفت‌وگو از قیدوبندهای طبقاتی و فردی‌اش رها سازد. اما به‌جای این همه، دختر در این راه، به شناخت کامل‌تری از خودش و اطرافیانش، در دنیای بیرون از زندانی که جلاد در آن گرفتارش کرده، می‌رسد…

… داستان هنرمندانه و باورپذیر به پایان می‌رسد و از کلیشه‌های همیشگی پیروی نمی‌کند. نویسنده با تعلیق، خواننده را به یک دوران دعوت می‌کند. درواقع زنجیره‌ای آغاز شده است که اولین قربانی آن میراندا، دختر دانشجو، است…

… این رمان در عین جذابیت‌هایی که دارد فقط داستانی هیجان‌‌انگیز و جنایی نیست؛ چون فاولز نویسنده‌ای نیست که بخواهد فقط برای سرگرمیِ خواننده بنویسد. او به اسطوره و روان‌شناسی و فلسفه و همچنین به فهم لایه‌های جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند بسیار علاقه‌مند است. فاولز نه‌فقط کنجکاوانه به این‌همه می‌نگرد و می‌کوشد تحلیل خودش را از قضایا به دست دهد که جامعه و حکومت و سیاست را به نقد می‌کشد.
روان‌شناسیِ جلاد نیز در این رمان درخور توجه است. عقدۀ نابرخورداری از پدر و رهاشدگی از سوی مادر او را به فردی تبدیل کرده که قادر نیست سررشتهٔ زندگی‌اش را از میان کلاف درهم پیچیدهٔ وضعیت روانی‌اش به دست بگیرد و شاید اصلاً نمی‌داند که برای چه به دنیا آمده است. عشق را با مالکیت می‌شناسد، به هر قیمت که شده، حتی با مرگ.

نویسندۀ معرفی: فرزانه کرم پور